شرحی مختصر بر غزل دلا بسوز ... ( حافظ )

 

فکر نمی کردم که اینفدر دوستان علاقمند به عرفان باشند . خب البته این موضوع کار بنده را سختتر می کنه چون باید خیلی بیشتر از قبل به مطالبی که ارائه می کنم دقت کنم چون احساس می کنم این وبلاگ مخاطبان خاص خود را پیدا کرده است .

در وبلاگ قبلی غزلی از حافظ را آورده بودم (هر وقت که دلم می گیره این غزل در ذهنم تداعی میشه) ،که ایمیلها و پیامهای برام ارسال شد مبنی بر اینکه معنای عرفانی آن غزل را در وبلاگی برای دوستان ارائه نمایم  .در این وبلاگ سعی شده تا در مورد ابیات نخستین غزل مورد نظر توضیحات مختصری را در ادامه مطالب بیاورم که امید وارم جوابگوی نیاز شما دوستان گرامی باشد .

 

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند

نیاز نیمه شبی دفع صد بلا بکند


 عتاب یار پریچهره عاشقانه بکش

که یک کرشمه تلافی صد بلا بکند


 ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند

هر انکه خدمت جام جهان نما بکند

 

ادامه نوشته

بدون شرح

 

غزلی از حافظ

 

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند

نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

عتاب یار پری چهره عاشقانه بکِش

که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

ز مُلک تا ملکوتش حجاب بردارند

هر آن که خدمت جام جهان نما بکند

طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک

چو دَرد در تو نبیند که را دوا بکند؟

تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار

که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند

ز بخت خفته ملولم بود که بیداری

به وقت فاتحۀ صبح یک دعا بکند

بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد

مگر دلالت این دولتش صبا بکند

7 راه برای داشتن احساس خوشبختی

 

همه آدم‌ ها برای شاد و سالم بودن به خودشان بدهکار هستند. ما مسئول احساسمان هستیم و خوشبختی یکی از آن چیزهای ناپایداری است که ممکن است روزی چند بار تجربه کنیم یا اصلاً تجربه اش نکنیم. خیلی چیزها دوروبر ما وجود دارد که می‌تواند خوشبختی را از ما بگیرد اما اگر این چیزها به درستی کنترل شوند، می‌توانند عصبانیت، خستگی‌ها و ناراحتی‌های ما را به آرامش و توازن تبدیل کند.

“ثروت و مقام نیست که به شما خوشبختی می‌دهد، بلکه آرامش و اشتغال است که اینکار را می‌کند.” –توماس جفرسون

...


 

 

ادامه نوشته

کیفیت زندگی

 

مردم در کشورهای توسعه‌یافته به رفاه اقتصادی دست یافته‌اند ولی، احساس نمی‌کنند که زندگیشان، از کیفیت مطلوبی برخوردار باشد. پس، رشد شاخص تولید ناخالص داخلی (GDP) که معرف رشد اقتصادی است، نمی‌تواند معیار بهبود کیفیت زندگی مردم تلقی شود از این رو، برای نخستین بار، در سال ۲۰۰۵ میلادی، واحد اطلاعاتی اکونومیست (EIU)، شاخص اقتصادی و اجتماعی جدیدی را به منظور رتبه‌بندی کشورهای جهان ارائه کرد. این معیار رتبه‌بندی کشورها را شاخص کیفیت زندگی (QLI)، نام‌گذاری کرده‌اند.

عوامل نه‌گانهٔ کیفیت زندگی و شاخص‌های به‌کار گرفته شده در نمایش چنین عواملی عبارتند از:

1.       تعالی مادی: سرانه تولید ناخالص ملی

2.       سلامتی: امید به زندگی در بدو تولد

3.       ثبات سیاسی و امنیت: نرخ ثبات سیاسی و امنیت

4.       زندگی خانوادگی: نرخ طلاق (در هر هزار نفر)

5.       زندگی اجتماعی: نرخ حضور در اماکن مذهبی یا عضویت در سندیکاها

6.       اقلیم و جغرافیا: عرض جغرافیائی، شرایط اقلیمی بین گرمتر و سردتر را مشخص می سازد.

7.       امنیت شغلی: نرخ بیکاری

8.       آزادی سیاسی: متوسط شاخص‌های آزادی‌های مدنی و سیاسی

9.       برابری جنسیتی: نسبت متوسط درآمد مرد و زن، بر اساس آخرین داده‌های در دسترس

شاخص کیفیت زندگی، نخستین بار، در سال ۲۰۰۵ میلادی، در ۱۱۱ سرزمین، مورد محاسبه واقع شد.و ایران در جهان رتبه 88 و در خاورمیانه از میان 19 کشور رتبه 15 را بعد از پاکستان ، سوریه، ترکمنستان و تاجیکستان کسب کرد .                               

شاخص کیفیت زندگی که به صورت سالانه، بین ۱۹۴ کشور جهان ارزیابی و منتشر می‌شود، نشان می‌دهد که کیفیت زندگی مردم ایران، در مقایسه با دیگر کشورهای جهان، به رتبه ۱۵۰ در سال ۲۰۱۰ میلادی، کاهش پیدا کرده است. این رتبه‌بندی نشان می‌دهد که هزینهٔ زندگی در ایران، ۷۱٪ افزایش پیدا کرده است.

البته، نباید فراموش کرد که اجزای تشکیل‌دهندهٔ 'شاخص کیفیت زندگی بر این موضوع تأکید دارند که اگر چه اقتصاد در بهبود سطح زندگی نقش مؤثر دارد ولی، شرط کافی برای ارتقای کیفی زندگی محسوب نمی‌شود و شروط دیگری نیز برای ارتقای این شاخص، در زندگی افراد لازم است.

با توجه به کشورهای مورد بررسی در خاورمیانه، می‌توان گفت که وضعیت ایران، در حدی متوسط، قرار دارد و از نظر شاخص کیفیت زندگی، مانند بسیاری دیگر از کشورهای خاورمیانه، تحول چندانی به دست نیاورده است. ولی، اگر این نکته را با هدف‌گذاری کشور در زمینهٔ تبدیل شدن به قدرت اول منطقه، از جمیع جهات، مورد ارزیابی قرار دهیم، می‌توان گفت که مدیران و برنامه‌ریزان نتوانسته‌اند که به این هدف نزدیک شوند و در عمل، کشوری مانند ترکیه، با مدیریت و برنامه‌ریزی بهتر، توانسته است تا سطح کیفی زندگی در این کشور را افزایش دهد و در مقابل، کشور ما، در عمل، درجا زده است.

 

عرض زندگی یا طولش ؟

به نظر شما طول زندگی مهمتره یا عرض اون ؟

برای اینکه یک زندگی با کیفیتی داشته باشید چه می کنید ؟

صادق هـــدایت گفتــــــه :

گــــــــــــاه آدم دربیســـت ســـــالگی می میـــــــــــرد اما درهفتـــــــــــــاد ســــــــــــــــــــــــالگی

بـــــــــــه خـــــــــاک سپــــــرده

مـــــــــی شـــــــــــود !

مردان موفق ، موفقیتشان را مدیون چه کسی هستند ؟

 

به عقیده من رمز موفقیت در اغلب کارها به اشتراک گذاشتن و همکاری و انجام امور بصورت گروهی است . این موضوع در بیشتر کارها صادق می باشد حتی در زندگی زناشوئی . یعنی اگر مرد بتواند شرایطی را بوجود آورد تا فضای خانواده را دوستانه نماید آنهم مبتنی بر محبت ، مسئولیت پذیری و صداقت همه اعضاء ، آنوقت شاهد رشد خانواده خواهیم بود . در غیر این صورت زن ساز خود را کوک خواهد کرد و مرد ساز خود را و هر یک در مسیری جدای از یکدیگر که هیچ نقطه تلاقی بایکدیگر نخواهد داشت حرکت خواهند کرد و خانواده بتدریج روبه زوال و نابودی پیش خواهد رفت .

آقایون حتمآ شنیدید که می گویند پشت سر هر مرد موفق ( موفقیت دارای طیف گسترده ای است ) زنی ایستاده . ماجرای که در ادامه آورده شده پیرامون همین بحث می باشد .لطفآ مطالعه فرمائید ...

ادامه نوشته

برای تو

 

شاعر این شعر رو نمی شناسم ولی شعرش ارزش حداقل یکبار خوندن رو داره :

هرشعرخوب آن سردنيا برای تو


هرواژه هرچقدرزيبا برای تو

فردا شروع يک غزل دلنشين ترست

هرمصرع ازترانه فردا ، برای تو

صحبت زآرزوی پريزادگان نبود

باقدسيان تمامی نجوا برای تو

تااين توئی که هستی وازراه می رسی

تااين منم نشسته ولی تا برای تو

شفافبت

 

بسیـــــــــــــاری از مشـــــــــکلات

در دنیــــــــــــــا محـــــــــو می شد

اگــــر                                     

رو در روی همـــــــــــدیگـــــــــــر

حـــــرف مــــی زدیم                 

نه پشت ســـــر یکدیگر

زن و شوهر سنتی یا مدرن

 

زن و شوهر سنتی یا مدرن

منظور از یک زن سنتی ،زنی نیست که بافتنی می بافد ،بلکه زنی است که بافتنی بافتن را یکی از کارهای لازم زنانه می داند که چنانچه زنی آن را بلد نباشد در خور سرزنش است.اما زن مدرن بافتنی می بافد تا یک کار هنری کرده باشد.

   

۰۰۰

 

ادامه نوشته

غزلی از حافظ

 

می‌دمد صبح و کُلَه بست سَحاب

الصبوح، الصبوح یا اصحاب!

می‌چکد ژاله بر رخ لاله

المدام، المدام یا احباب!

می‌وزد از چمن نسیم بهشت

هان بنوشید دم به دم مِی ناب!

تخت زمرد زده‌است گل به چمن

راح چون لعل آتشین، دریاب!

در میخانه بسته‌اند دگر

افتتح یا مفتح الابواب!

لب و دندانت را حقوق نمک

هست بر جان و سینه‌های کباب

این چنین موسمی عجب باشد

که ببندند میکده به شتاب

بر رخ ساقی پری پیکر

همچو حافظ بنوش باده‌ی ناب

 

اردیبهشتگان' یا گلستان جشن

 

 

اردیبهشتگان' یا گلستان جشن از جملهٔ جشنهای دوازدگانهٔ سال ایران باستان بوده است و از شمار جشن‌های آتش است. روز سوم از هر ماه باستانی به نام اردیبهشت می‌باشد و بر اساس گاهشماری امروزین، دوم اردیبهشت خورشیدی، برابر با جشن اردیبهشت‌گان است.

ایرانیان از هزاران سال پیش در روز جشن اردیبهشتگان، لباس سپید رنگ می‌پوشیدند که نمایانگر پاکیزگی است. زمان برگزاری جشن اردیبهشتگان (دوم اردیبهشت) از سویی دیگر همزمان است با زمانی که در بسیاری از مناطق ایران، گلها شکوفا شده‌اند. از این رهگذر، این جشن به نوعی جشن گلها نیز بدل شد؛ جشنی که اکنون در هلند نیز تقریبا همزمان با جشن اردیبهشتگان برگزار می‌شود.

به موجب یزدان‌شناسی اوستایی اردیبهشت دومین امشاسپند است. این نام در اوستا اشه وهیشته و یا ارته‌وهیشته می‌باشد. جزء اول اشه یا ارته به معنی درستی و راستی و نظم و جزء دوم صفت عالی است به معنی بهترین پس رویهم به معنی بهترین راستی یا بهترین نظم و قانون می‌شود.

چنانکه همهٔ امشاسپندان دارای دو وجه مینوی و زمینی هستند این امشاسپند در جهان مینوی نمایندهٔ پاکی و راستی و نظم و قانون اهورایی و در زمین نگاهبانی آتش بدو محول است. در این مورد منظور از آتش نظم و داد و راستی و پارسایی است چون در آیه‌ای از اوستا ملاحظه می‌شود که اهریمن با ظهور زرتشت می‌گریزد با فریادی این چنین که «زرتشت مرا بسوزانید با اشاوهیشه و از زمین براند مرا» که چون اهریمن نمایندهٔ بی‌نظمی و آشوب و دروغ و ناپاکی است با آتش راستی و پاکی و داد و قانون گریزان می‌گردد.

خلف تبریزی آورده که در این روز نیک است به معبد و آتشکده رفتن و از پادشاهان حاجت خود خواستن و به جنگ و کارزار شدن.